مینو مرتاضی

اعتراضات اخیر را چه می‌نامید؟ شورش، جنبش یا انقلاب؟

عملکرد خلاف گشت غیرقانونی ارشاد که مرگ مظلومانه مهسا را رقم زد و نپذیرفتن مسئولیت پاسخگویی توسط مسئولان مربوطه، همچون جرقه آتش به خرمن فشرده محرومیت‌ها و نارضایتی‌های انباشته از فقر و بیکاری و تحقیر و تبعیض مردم اصابت کرد و خشم عمومی را برانگیخت. خشم و هیجان برآمده از رویداد سبب وحدت و خیزش خودجوش اعتراضی مردمی شد که از نبود عدالت و انواع تبعیض‌ها رنج می‌برند. نسل جوان در حسرت زندگی و زیست شایسته و شاد با تمنای رهایی از وضعیت دشوار و نومیدانه‌ایی که در آن به سر می‌برد ناخود آگاه با بدن بی‌جان مهسا امینی همذات‌پنداری کرد و در جست‌وجوی شور حیات با شعار زن زندگی و آزادی به میدان مبارزه وارد شد. اعتراضات کنونی را می‌توان در چارچوب خیزش اجتماعی جهت رهایی صورتبندی کرد. در عین حال باید توجه داشت که خیزش‌های اعتراضی خودجوش استعداد و قابلیت تبدیل شدن به جنبش اجتماعی را دارند. به روایت تاریخ جنبش‌های اجتماعی و حتی انقلابی اغلب با جرقه‌ایی عاطفی شروع می‌شوند.

نظر شما درباره شعار «زن زندگی-آزادی» چیست؟

شعارها به‌منزله کنش جمعی محسوب می‌شوند و بیانگر نحوه تفکر و نگاه و ارزش‌ها و آرمان‌ها و مطالبات مشترک گروهی هستند. شعارها در جریان ارتباطات انسانی فراتر از گروه انتشار یافته و اگر مورد پذیرش همگان واقع شوند در فرهنگ و تاریخ جامعه وارد و جای خواهند گرفت. شعارها را می‌توان جنبه نمادین هرگونه کنش جمعی از قبیل اعتراض و جنبش و انقلاب دانست. در عین حال شعارها را می‌توان به‌عنوان عامل وحدت‌بخش عینیت و ذهنیت مطالبه‌گران در اعتراضات یا انقلابات و شورش‌ها دانست. در خیرش اعتراضی کنونی نکته جالب توجه که قابلیت تاریخی شدن پیدا کرده، این است که شعارهای خیابانی مطلقاً حول محور ستایش زندگی و آزادی است. حضور زن در این شعارها نماد بدنمندی و عینی بودن زندگی و آزادی است. قاطعانه می‌توان گفت که اولین بار در تاریخ ایران است که آزادی «زن» به‌منزله آزادی حق زندگی نماد شده و مورد پذیرش اکثریت جامعه و حتی جهان قرار گرفته و جهانی شده است. این شعار به لحاظ تئوریک شعار درستی است و حقیقتی را بیان می‌کند که آزادی جامعه بدون آزادی زنان فریبی بیش نیست؛ اما با کمال تأسف شعاری که به‌سادگی و زیبایی از یک حقیقت ناب سخن می‌گوید وقتی به هر دلیل در کنار فحاشی‌ها و شعارهای سکسیستی قرار می‌گیرد یک‌باره از جنبه نمادین و محتوای عالی خود تهی می‎شود و نوعی دموکراسی تهی از معنا و حقیقت را بازنمایی می‌کند.

به نظر شما این اعتراضات به چه سویی می‌رود؟

خیزش‌های اعتراض برای تبدل شدن به جنبش اجتماعی تأثیرگذار نیازمند داشتن تبیین روشن و واضح از شرایط ذهنی و عینی جامعه برای ورود به وضعیت جنبشی هستند. خیزش اعتراضی اخیر فاقد قدرت تبیین روشن و دقیق از ذهنیت اجتماعی جهت آمادگی حضور و پرداخت هزینه در راه مطالبات خویش است. وجود فقر و فساد و نابرابری شروط عینی جهت خیزش اعتراضی هستند، اما برای تبدیل شدن به جنبش اجتماعی کافی نیستند. در عین حال این واقعیت را نیز نمی‌توان نادیده گرفت که جامعه ایران هرگز به وضعیت پیش از خیرش اعتراضی اخیر باز نخواهد گشت.

شیوه‌های اعتراضی مردم و نحوه برخورد حاکمیت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اعتراضات اخیر شامل دو نوع حضور پرشور جوانان در دو فضای واقعی «خیابان» و فضای مجازی بود که سپهر عمومی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ابتدا به نظر می‌رسید با تخلیه خشم ناشی از مرگ مظلومانه مهسا امینی جوانان به خانه برمی‌گردند، اما نحوه برخورد حاکمیت و نپذیرفتن مسئولیت اشتباه و جرم گشت ارشاد، بغض فروخفته چند دهه انکار حق مظلوم سبب انفجار خشم و خشونت در خیابان‌های شهرها شد. شعارها از برچیدن گشت ارشاد به سمت شعارهای ساختارشکن کشیده شد. کنش همگانی مردم و همدلی وسیع اقشار گوناگون جامعه در سوگ مهسا نشان داد که غم‌های ملی و وجدان‌های معذب جمعی قابلیت این را دارند که بنیاد تغییرات بزرگ را بنا نهند. به این ترتیب جامعه ایران وارد مرحله جدیدی از تاریخ زیست سیاسی خویش گردید. به این ترتیب که دیگر نه حکومت می‌تواند گوش و چشم خود را بر اعتراضات و خشم و پرسش‌های مردم ببندد و مردم را مشتی فریب‌خورده قلمداد کند و مردم به‌ویژه زنان حاضر نیستند به وضعیت زیست پیش از این اعتراضات برگردند. نکته جالب توجه این است که این اعتراضات که قدرت و انرژی‌اش را از خشم و اندوه ملی کسب می‌کرد همه مرزهای تبعیض که توسط قدرت بین مردم کشیده شده بود را فروریخت. زن و مرد و کرد و عرب و بلوچ و هر قشر و گروهی که احساس تبعیض و نابرابری داشت را کنار هم قرار داد. همین وحدت ایجادشده در بی‌قدرتان و تبعیض‌دیدگان است که از سویی امید به تغییر وضعیت تحقیرآمیز و نفس‌گیر پیشین را در قلب مردم برانگیخته است و از دیگر سو اقتدار مردم متحد را به رخ حکومت‌گران می‌کشد و اجازه انکار و حذف مردم را از قدرتمندان بازمی‌ستاند.

تأثیر این ناآرامیها را در سطح منطقهای و جهانی چگونه می‌بینید؟

در حال حاضر که جامعه در شور و هیجان اعتراضات به سر می‌برد و جهان هم با بهت و ناباوری نظاره‌گر شجاعت زنان ایران برای مبارزه با تبعیض و کسب رهایی خویش‌اند، به‌طور دقیق نمی‌توان از تأثیرات این خیزش در منطقه و جهان سخن گفت. همراهی زنان جهان و سلبریتی‌ها از مدل‌های ابتکاری اعتراضی زنان ایران در قیچی کردن موها و حمایت از مطالبه حق آزادی انتخاب سبک زندگی زنان بیشتر در فضای مجازی واقع شده است. بی‌تردید پس از فروخفتن هیجانات موضوع این نوع مقاومت و خیرش اعتراضی زنان ایران می‌تواند سوژه تحقیقی نابی برای پژوهشگران اجتماعی در ایران و جهان باشد. نتایج این پژوهش‌ها تأثیرات واقعی این خیزش را نشان خواهد داد.

پیشنهادات شما به معترضان و حاکمیت برای برون‌رفت از بحران کنونی چیست؟

تا پیش از این خیزش اعتراضی جامعه دچار نوعی یأس و انفعال بود. هرکس سر در گریبان خویش فرو برده و منتظر بود کسی بیاید و کاری بکند. این خیزش امیدی در قلب‌ها برافروخت که باید این شعله امید را به شیوه نیاکانمان چون آتش ایزدی مقدس دانست و پاسداشت. حیات جمعی و فردی انسان‌ها به امید گره خورده و وابسته بدان است. راهی نو پیش پای مردم و حکومت گشوده شده است. این مردم از وضعیت موجودات خیالی که همچون توده‌های ابر با هر نسیم به شکلی درمی‌آیند خود را رهانیده‌اند. این رهایی تجربه‌شده افق‌ها و امکان تازه‌ای برای با هم بودن و برابر بودن گشوده است. از این گشودگی می‌توان به نفع شناخت و معرفت جمعی در جهت مشق آزادی و دموکراسی بهره برد. این افق معنایی گشوده‌شده حاصل خون جوانان و مردم همین سرزمین اعم از مردم عادی و یا نیروهای انتظامی و بسیجی است. حاکمیت نیز بهتر است این افق و فضا را که با هزینه‌های بسیار و سخت گشوده شده به رسمیت بشناسد و تغییرات را از خود آغاز کند و وفاداری و اعتماد خویش به مردم و منافع ملی ایران را آشکارا نشان دهد. این خیزش که در آن هیچ شعاری در مدح و ثنای هیچ شخصیت سیاسی داده نشد باید این باور را در حاکمان تقویت کند که مردم ایران هرگز حمایت‌کننده و مقوم شخصیت‌های ساخته و پرداخته بیگانه در مقام حاکم برای ایران نیستند. در عین حال از دشمنی با جهان به هر بهانه و بی‌بهانه به تنگ آمده‌اند. حکومت بر اساس صلح و آشتی ملی و باور خرد جمعی با مردم سخن بگوید و با عدالت با مردم رفتار کند. مسئولان قوای کشور با اعتماد به مردم و به رسمیت شناختن قدرت آنان رفاه و عزت و امنیت در ایران و جهان را به این ملت مقاوم ارزانی دارند.

در باره ی نویسنده

ادمین سایت

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *