جواد رحیم‌پور

هیچ‌کس فکر نمی‌کرد روزی موشک‌ها روابط دو کشور دور از هم و ظاهراً بی‌تنش را به رابطه پرتنش و شاید هم دشمنی تبدیل کند. هجدهم دی‌ماه 1398، در سایه فضای جنگ‌آلود دوران ترامپ و بیم از حمله احتمالی در پاسخ به موشک‌باران پایگاه عین ‌الاسد در عراق، هواپیمای اوکراینی با 176 مسافر عمدتاً دوتابعیتی ایرانی در آسمان ایران هدف دو موشک قرار گرفت و با سقوط دهشت‌بار خود روابط ایران و اوکراین را در مسیر تیرگی قرار داد.

 

تا پیش از این حادثه اوکراین همچون سایر جمهوری‌های سابق شوروی برای مردم ایران کشوری برای تفریح، تحصیل و تجارت محسوب می‌شد؛ اما اوکراین فقط این نبود و درواقع مهم‌ترین دروازه ژئوپلیتیک میان روسیه و اروپا بود و همین چشم‌انداز ژئوپلیتیک اوکراین را مستعد پذیرش تنش در روابط روسیه و اروپا می‌کرد.

-دگردیسی راهبردی ایران و روسیه:

تقویت چشم‌گیر رابطه ایران و روسیه که از دوران اول ریاست‌جمهوری پوتین می‌توان ردپای آن را یافت در دوران دوم ریاست‌جمهوری پوتین و پایان ریاست‌جمهوری مدودف، به گونه‌ای پایه‌گذاری شد که احتمال هر نوع اثرگذاری بر روابط ایران با سایر نقاط جهان ناشی از تنش سیاست خارجی روسیه دور از انتظار نیست.

قابل ذکر است پوتین در اولین دوره ریاست‌جمهوری خود سیاست ادغام در اروپا و پیوستن به ناتو را دنبال می‌کرد؛ اما اروپا به دلایل مختلف و ازجمله مسائل حقوق بشری این موضوع را نپذیرفت و روسیه پوتین تغییر جهت راهبردی داد و تلاش کرد تا کمر بند امنیتی–تهاجمی در برابر ناتو ایجاد کند.

این سیاست، جمهوری‌های سابق شوروی و حتی کشورهای پرسابقه اروپایی مانند سوئد، فنلاند و نروژ را نیز در معرض تهدید امنیتی قرار داد تا از پیوستن به ناتو خودداری کنند.

با این حال جمهوری‌های سابق شوروی گرایش به سمت عضویت در ناتو پیدا کردند و اوکراین نیز چنین درخواستی را مطرح کرد. این رویکرد اوکراین مجموعه بهانه‌های روسیه برای حمله به اوکراین را کامل کرد و بالاخره منجر به حمله روسیه به اوکراین شد.

روسیه درحمله برق‌آسا به اوکراین و تسلیم این کشور ناکام ماند و غرب و بخش اصلی اتحادیه اروپا از سیاست یک‌پارچه ای در تحریم روسیه پیروی کردند. این واکنش غرب و اروپا، روسیه را برآن داشت تا بیش از گذشته شرکای سیاسی و یا نظامی در زمینه حمله به اوکراین پیدا کند.

سایه جنگ اوکراین بر دیپلماسی ایرانی

در تهران، حمله روسیه به اوکراین با موضوع جلوگیری از گسترش ناتو به شرق توجیه شد. این درحالی است که درکنار این موضوع بحث فروش پهباد به روسیه در آخرین دیدار پوتین از تهران نیز مطرح شده است.

بر اساس گزارش‌های طرف اوکراینی و منابع غربی-اسرائیلی پهپادهای ایرانی در جنگ اوکراین استفاده شده است؛ البته به نظر می‌رسد اکنون روسیه تغییرات ظاهری در مشخصات این پهبادها داده است؛ اما این موضوع از نظر حقوقی توجه زیادی در ارتباط با قطعنامه‌های سازمان ملل ایجاد کرده است.

با توجه به همین موضوع هرچند آقای امیرعبدالهیان، وزیر امور خارجه، ارسال این پهپادها را به قبل از آغاز جنگ روسیه و اوکراین مربوط دانسته است، با این‌حال طرف اوکراینی و محافل غربی این ادعا را نپذیرفته‌اند.

مضمون اصلی رد ادعاهای اوکراین از طرف ایران نوعی عقب‌نشینی ضمنی ونه رسمی از توجیه حمله روسیه به اوکراین از طریق مخالفت با گسترش ناتو به شرق است. درواقع اکنون ایران متوجه تبعات ادعای اولیه در توجیه این حمله شده است.

ایران از گذشته و از طریق ترکیه همسایه ناتو بوده است. این موضوع هی‌چگاه باعث تفسیری از گسترش تهدیدات امنیتی راهبردی در تهران نشده است. اکنون با طرح ادعای اولیه ابعاد پنهانی از وجود یک دیدگاه راهبردی امنیتی در تهران رخ نموده است که تبعات زودهنگام آن را می‌توان در نبرد اوکراین و روسیه مشاهده کرد.

به تعبیر دقیق‌تر، فرض رویارویی با ناتو در افق به دلیل مخالفت‌های بین‌المللی و نهادهای سیاسی و مالی آن، نه‌تنها یک تئوری بسیار خام‌اندیشانه امنیتی است بلکه سرمایه‌گذاری امنیتی بر روی این فرضیه، تالی فاسد مستقیم آن اسقاط اقتصادی و اجتماعی و احتمالاً جغرافیایی ایران خواهد بود.

واکنش دیپلماتیک ایران به جنگ اوکراین تاکنون از طرف اوکراین نه‌تنها بی‌طرفانه ارزیابی نشده است بلکه به سمت بحرانی شدن پیش می‌رود.

دیوار بی‌اعتمادی بین اوکراین- اروپا و ایران

جنگ اوکراین به تخریب بنیادی رابطه ایران و اوکراین-اروپا منجر شد. جنگ اوکراین تنها تخریب رابطه با یک کشور نیست. اساساً علت وجودی این جنگ تهاجم راهبردی روسیه به شرق اروپاست؛ بنابراین اتهام مشارکت در این جنگ نیز تنها به تخریب رابطه با یک کشور منجر نخواهد شد.

زلنسکی توانسته است تهاجم به کشورش را از منازعه دو کشوری خارج کند و این جنگ را به نمایندگی از مقاومت غرب در برابر تهاجم روسیه تبدیل کند. این رویکرد علاوه بر جذب منابع مالی و کمک‌های مستمر تسلیحاتی، جایگاه سیاسی و بین‌المللی روسیه را به‌شدت تنزل داده است. هر نوع همسویی با روسیه در شرایط کنونی به عنوان بخشی از پشتیبانی نظامی در جنگ اوکراین ارزیابی می‌شود.

واضح است که طرف ایرانی قادر به کنترل طرف روسی نیست و مبادله تسلیحاتی با روسیه ظن درگیری در جنگ اوکراین را افزایش می‌دهد.

تهران هنوز رسماً ادعای توجیهی گسترش ناتو به شرق را پس نگرفته است و شرایط لازم برای برقراری تماس مستقل با اوکراین را نیز ندارد. اوکراین در کنار سه کشور انگلستان، سوئد و کانادا اکنون به دنبال ارجاع پرونده هواپیمای اوکراینی به دیوان داوری لاهه است.

سکوت سنگینی برروند رسیدگی این پرونده در تهران و در ارتباط با کشورهای ذی‌نفع حاکم است. انتظار هم نمی‌رود ابتکار مشخصی از طرف ثالث یا حتی سازمان بین المللی هوانوردی ایکائو در مهلت تعیین‌شده صورت گیرد. اوکراین هرچند بخشی از این پرونده است، اما سیاست اوکراین ایجاد اجماع در برابر جمهوری اسلامی است. شرایط بحرانی سیاست خارجی پس از توقف مذاکرات برجام که خود ناشی از تهاجم روسیه به اوکراین نیز بود، اکنون تهران را پشت مرزهای اروپا در اوکراین گرفتار کرده است.

جمع‌بندی:

هر روند بحرانی که در رابطه ایران و اوکراین به‌‌موازات جنگ اوکراین وپیگیری حقوقی هواپیمای اوکراینی پیش آید، هزینه‌های بالا و بازگشت‌ناپذیری برای ایران به همراه خواهد آورد.

اکنون همکاری راهبردی –امنیتی ایران و روسیه در حال قربانی کردن سهم ایران از همکاری‌های بین المللی است.

هرچند نشانه‌های تفییر درابطه ایران و اوکراین دیده نمی‌شود، اما صداهای انتقادی ضعیفی از درون حکومت در باره اشتباه بودن رابطه راهبردی ایران و روسیه به گوش می‌رسد.

به نظر می‌رسد امتداد این سیاست پرونده تهران را از زاویه جدیدی در سازمان ملل خواهد گشود و قید تازه‌ای ایجاد خواهد کرد. از دست دادن فرصت همکاری با اروپا فشار مضاعفی را بر ساختارهای اقتصادی و تولیدی ایران وارد خواهد کرد و قابل پیش‌بینی است که نه روسیه در اوکراین پیروزی به دست خواهد آورد و نه ایران بدون همکاری بین‌المللی راهی به‌سوی توسعه خواهد داشت.

 

در باره ی نویسنده

ادمین سایت

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *