
سید مهدی غنی
میگویند یکی از عادات مردم بدوی و بیاباننشین، کینهتوزی و انتقامجویی بوده است. چنانکه جنگ و ستیز جزو لوازم زندگی و هویت آنان شمرده میشد. گفته شده وقتی پیامبر اسلام درباره ویژگیهای بهشت بهعنوان سرزمینی مطلوب میگفت، مردی پرسید در بهشت جنگ هم هست. وقتی پاسخ منفی محمد را شنید، گفت پس این بهشت تو به درد نمیخورد. بهعنوان نمونه یکی از نبردهای قبیلهای آن دوران که به «جنگ بسوس» معروف شده است با کشته یا زخمی شدن شتری متعلق به بسوس از قبیله بکر توسط کلیب، رئیس قبیله تغلب، شروع میشود. خواهرزاده بسوس برای انتقام، کلیب را میکشد و افراد قبیله تغلب نیز اقدامی مشابه میکنند و این چرخه به چندین جنگ میان دو قبیله که خویشاوند هم بودند میانجامد. گفته شده این ستیزهجویی چهل سال به درازا کشید. جالب است آن زمان که فیلم و عکس و کلیپ نبوده با سرودن اشعار حماسی و احساسی افراد قبیله را تحریک و به انتقام گرفتن تشویق میکردند. هر زمان که عقلایی از طرفین در صدد میانجیگری و پرداخت دیه و پایان جنگ برمیآمدند، بستگان کشتهشدهها با توصیف خشونتهای طرف مقابل، اقدامات آنها را خنثی میکردند و دوباره آتش جنگ را برمیافروختند.
پیامبر اسلام در چنین فضایی ظهور کرد و تلاش نمود این کینهجویی را مهار کند. آخرین تصویری که وی در آن دوران به نمایش گذاشت در فتح مکه بود. اهالی مکه طی هشت سال به فرماندهی ابوسفیان، چندین جنگ علیه مسلمانان به راه انداخته بودند و افراد زیادی در این جنگها کشته شده بودند. وقتی پیروان محمد وارد مکه شدند شعار دادند «الیوم یوم الملحمه»؛ امروز روز انتقام و کوبیدن است. پیامبر گفت شعار را تغییر دهید و بگویید «الیوم یوم المرحمه»؛ امروز روز رحمت و مهربانی است. پیامبر نیز خانه ابوسفیان را محل امن اعلام کرد که هرکس بدان جا پناه برد در امان باشد.
اکنون با گذشت چهارده قرن از آن دوران، آن اعراب و قبایل را بدوی، جاهل و بیتمدن میخوانیم، اما چگونه است که برخی خلقیات و عادات آنها را هنوز در خود داریم. چرخه خشونتی که اکنون در کشور مشاهده میکنیم چه نسبتی با فتح مکه دارد؟ برخی برای طرح مطالبات انسانی و قانونی در خیابان به دشنه و قمه متوسل میشوند و برخی برای مقابله با این مطالبات، از زندان و اعدام و خشونت متقابل سخن میگویند. طبیعی است که این چرخه پایانی ندارد و طرفین با اقدامات خود، طرف مقابل را تغذیه کرده و انگیزه اعمال خشونت جدید ایجاد میکند. هرکس با اقدامات آن دیگری، خشونت خود را توجیه منطقی یا شرعی میکند.
از جوانانی که در همین نظام آموزش و پرورش، آموزش دیدهاند انتظاری نیست که از اسلام رحمانی چیزی بدانند، اما از فقهایی که سالهاست از دیانت برای حکومت خود هزینه میکنند، میتوان پرسید امروز شما در کدام جایگاه ایستادهاید: «یوم الملحمه» یا «یوم المرحمه»؟ در جایگاه «اعرابی خشونتگرا» یا «پیامبری بخشایشگر»؟